مرتضى مطهرى

233

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

- اگر ارزشها و معيارها در هر زمانى مشخص باشد ، افراد آن زمان طبق آن ارزشها بهتر مىتوانند تشخيص دهند . استاد : اين يك « اگر » ى است كه شما مىگوييد . اين « اگر » هرگز اين‌جور نيست . - يعنى ارزشها معين نيست ؟ استاد : اينكه ارزشها به‌طور كلى معين باشد غير از اين است كه در اينجا معين باشد . عرض كرديم يك كسى يا يك جامعه‌اى در يك شرايطى يك تصميمى مىگيرد . ارزشها مشخص است ولى اينكه اين تصميم با اين ارزش تطبيق مىكند يا با آن ارزش ، خيلى روشن نيست . آينده نشان مىدهد كه اين مصداق اين يكى است يا مصداق آن يكى . مثلًا ما زمان حاضر را در نظر مىگيريم ، مىبينيم كه انورسادات تا حد زيادى از خود تمايل صلح آميز نشان مىدهد . ما با معيارهاى امروز يك قضاوتهايى مىكنيم . ممكن است عمل او را تخطئه كنيم و ممكن است تقديس كنيم ، ولى آينده بهتر نشان مىدهد كه آيا مصلحت جامعهء مصرى اين رفتار نرمش آميز او بوده است يا به عكس يك رفتار تند و خشن . ارزش اين تصميم را آينده بهتر مىتواند درك كند . در زمان حاضر نمىشود اين را خوب درك كرد . اين را نمىتوان انكار كرد . آنگاه از نظر علم تاريخ هم مىشود گفت كه به اعتبار رابطه‌اى كه هميشه گذشته با آينده دارد ، آينده بهتر مىتواند گذشته را تفسير كند . اين هم يك مسئله . گفتيم ما به ترتيب اين كتاب بحث نمىكنيم ، بلكه روح مطالبى را كه در گوشه و كنار آن پيدا كرده‌ايم [ ذكر مىكنيم . ] مسئلهء بايدها و ارزشها مسأله‌اى مطرح است كه اتفاقاً مسأله‌اى اساسى است ، در غير تاريخ هم مطرح مىشود و حتى به حكمت الهى نيز مربوط مىشود و آن اين است كه اگر ما قائل به تكامل تاريخ - به معنى اول - بشويم معنى آن قهراً اين است كه مرحلهء بعدى بهتر از مرحلهء قبلى است ، چون تاريخ رو به پيشرفت است ، تاريخ عقبگرد ندارد و به قول اينها عقربهء زمان به عقب برنمى گردد ، هميشه جلو مىرود . آيا اين براى ما اين مسئله را به وجود نمىآورد كه هميشه آنچه هست مساوى است با آنچه بايد باشد ؟ ما يك « آنچه هست » ى داريم و يك « آنچه بايد » ى . يك وقت ما مىگوييم فلان جريان ، فلان نظام ، فلان وضع وجود دارد . آيا آنچه هم كه بايد وجود داشته باشد و خوب است